بیشتر اوقات در خواب و خیال به سر می برم.
اغلب آرزو می کنم ای کاش فرد دیگری بودم.
صحبت کردن در مقابل دیگران برایم سخت است.
آرزو می کنم که ای کاش جوان تر بودم.
چیزهای زیادی در من وجود دارد که اگر می توانستم آنها را تغییر میدادم.
همیشه کسی باید به من بگوید چه کار بکنم.
انجام هر کار جدیدی وقت زیادی را از من می گیرد.
اغلب از آنچه انجام داده ام، متاسفم.
من به راحتی تسلیم می شوم.
والدینم انتظارات بیش از حدی از من دارند.
همه چیز در زندگی من گره خورده است.
من به زیبایی دیگران نیستم.
دیگران اغلب از من عیب جویی می کنند.
دیگران در من احساس ناخوشایند بی کفایتی را به وجود می آورند.
به آسانی از سرزنش شدن ناراحت می شوم.
من فردی شکست خورده هستم.
از خود خیلی مطمئن هستم.
من دوست داشتنی هستم.
دیگران از بودن با من لذت می برند.
هرگز ناخشنود نیستم.
تا آنجا که بتوانم کار را به نحو احسن انجام میدهم.
من خود را درک می کنم.
می توانم تصمیم بگیرم و به آن پایبند باشم.
من اصلا کمرو نیستم.
همیشه می دانم که به مردم چه بگویم.